تبلیغات فیلم گاو در سال48 توسط داریوش مهرجویی و براساس قصه گاو از کتاب عزاداران بیل نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شد. اسامی عزت الله انتظامی٬ علی نصیریان٬ جمشید مشایخی و محمود دولت آبادی در میان بازیگران به همراه ابهت نام ساعدی میگوید بنشین ونگاه کن خاصه آنکه توانسته باشد نظرمرحوم دکتر علی شریعتی را هم جلب کند. ضمن اینکه علاوه بر گاوفیلمهای هامون، پری(اقتباس از فرنی وزویی)، درخت گلابی(براساس داستانی از گلی ترقی) و مهمان مامان(داستان از هوشنگ مرادی کرمانی) فیلمهایی از این کارگردان هستند که جایی در خاطرم باز کردهاند. موضع اعتراضی فیلم درهمان سالهای ساخت باعث شد که فیلم بلافاصله توقیف شود. مهرجویی میگوید: "...فیلم دست به دست میشد و تکلیفش را معلوم نمی کردند تا اینکه من به طور قاچاق یک نسخه از فیلم را به خارج از کشور فرستادم و فیلم سر ازجشنواره ونیز درآورد٬ البته بدون زیرنویس و هیچ چیز دیگر..."فیلم پس از کسب جایزهی منتقدان به جشنوارههای دیگری چون کن وشیکاگو راه مییابد و در آخر٬ سر از دیار همیشه خفقان خودمان-ایران-درمیآورد..
اما ابتدای فیلم مشحسن آقا(انتظامی)ست و دهی که منتظرند تا گاو آبستنش را از صحرا بیاورد وشیرش را بدوشند. چه ارج و قربی دارد این صاحب گاو٬ صاحب گاوی که کلهی سحر می خواهد برود عملگی٬ کدخدا چای به دستش میدهد و دیگران مواظبند تا خم به ابرویش نیاید. علینصیریان(مش اسلام) هم چهرهی موجه فیلم است. صاحب عقل و کسی که حرفش بُرو دارد و در ضمن دستی هم به آتش هنر دارد.
اواسط فیلم٬ مش اسلام است و دهی و خبر مرگ گاوی که جرات گفتنش را به مش حسن آقا ندارند. همه بسیج میشوند تا مش حسن که از عملگی بر میگردد نفهمد که گاو مرده. بگویند در رفته و دولت آبادی خودمان(اسماعیل) رفته پیاش. اسماعیل که در واقع پی گاو نرفته جای ماندن در خانهی خودشان میرود خانهی عباس(جمشید مشایخی) تا به اصطلاح مش حسن بویی نبرد. پیرنگ (1) ضعیفی که قصدش توجیه نمایش ِ نگاهههای عاشقانه و سخنان پر مهر دختر عباس به اسماعیل(دولت آبادی)است. دختری که روی زمین٬ تکیه به دیوار کاهگلی داده ٬ گندم الک میکند و با مهر دلبری میکند تا اسماعیل بیشتر در خانهشان بماند .
قسمتهای پایانی علی نصیریان(مش اسلام) مرد فهمیدهی ده است وکلنجار او و دیگر اهالی برای نجاتِ مشحسن آقایی که گاو شده و ارج وقربش متزلزل است و بیم مردنش میرود. گزیر٬ بندی است که به دست و پای مش حسن بسته میشود(گهی پشت به زین و گهی زین به پشت) و با یاعلی گویان در ابتدا و برو حیوون گویان در انتها این موجود را از ده دور میکنند تا فراموش شود تا همه چیز از سرگرفته شود و عروسی زوج عاشق در پایان به سختیها دهن کجی کند.
بلوریها آدم بدهای فیلمند و تعلیق داستانی نیز هم. دزدانی که در ده کورهها(شاید از سر نداری و مفت خوری) دام وطیور میدزدند و حتی کلانتر تنهایی هم نیست که در صلات ظهری(2) حسابشان را کف دستشان بگذارد. زخم خوردهی اصلی ایشان جعفر والی است همان مش قاسم در دائی جان ناپلئون ِ ناصر تقوایی که دروغ چرایش همه را زله میکند...
اما اینکه از قبل بدانیم گاو مش حسن آقا خواهد مرد و او سر به دیوانگی میزند شاید فیلم را خسته کننده کند. اما فیلم از زوایای بسیاری قابل بررسی است؛ نقش زن در دهی همچون بیل٬ تقابل سنت و واقعیتهای جامعه٬ تلاش یک جامعهی کوچک برای مبارزه با سختیها٬ نبود ابزار مدرن(همچون بیمه وخدمات درمانی،راه و...) ونبرد و مشارکت آدمها برای جبران اینها، این مورد مشارکت یادآور فیلم مهمان مامان هم هست و سوای همهی اینها زیباییهای تصویری که شما را میبرد به دهی همچون ده اجدادتان و میبینید چهرههای زود به پیری نشسته به قول آل احمد و آفتاب سوخته و دوست داشتنی که دردشان درد تنهایی نیست بلکه لقمه نانی است برای خوردن...
1-پیرنگ(plot): نقشه، طرح یا الگوی حوادث در داستان است و چونی وچرایی حوادث را در داستان نشان میدهد. در حقیقت پیرنگ نقل حوادث است با تکیه بر روابط علت و معلولی در هر اثر ادبی که نشان میدهد هر حادثه به چه دلیل اتفاق میافتد.(جهان داستان غرب/جمال میر صادقی)
2-(high noon) نام فیلمی است به کارگردانی فرد زینمان (fred zinnemann)