ایثار اثر آندری تارکوفسکی
اتو خطاب به الکساندر: "هر هدیهای که بدهید، یکجور افسوس برایتان میماند. وگرنه چطور میشود اسمش را هدیه گذاشت؟"
.
.
.
الکساندر خطاب به پسرش: "بگو چه دوست داری، و بدان که کلید رسیدن به آن یک برنامه و نظم است. گاهی فکر می کنم که اگر من هم دقیقاً کار مشابهی انجام دهم، هر روز، در یک زمان مشخص، مثل آیین و عبادت-با یک برنامه و بدون بینظمی، هر روز و کاملاّ در زمانی مشخص...جهان تغییر خواهد کرد! خب، مثلاً فرض کن که تو هر روز درست سر ساعت هفت از خواب بیدار شوی، بروی حمام، لیوانی آب را لبالب پر کنی و بعد آن را در روشویی بریزی...همین و نه بیشتر...
مدتی بعد به یمن همین لیوان آب، اتفاقی خواهد افتاد-باید اتفاقی بیفتد.نه!
مثلاً می دانی چرا سربازها اجازه ندارند روی پلها رژه بروند؟ نمیدانی؟ چون حجم گامهای موزونشان میتواند پل را با نیرویی مهیب به جنبش درآورد و فرو بریزد. بله! بله! در این باره چیزی نشنیده بود؟...فکر نمیکنی هرکار روزانه و مشخصی، مثلاًً همان داستان لیوان آب، میتواند موزون باشد؟"
.
.
.
اتو: به هر حال باید بروید پیش ماریا
الکساندر: چرا؟
-دلتان نمی خواهد همهی این ماجرا تمام بشود؟
-همه چی تمام بشود؟ از چی حرف میزنی؟
-همه چیز! جنگ، همه چیز، همه تمام بشود!
-خدای مهربان، اتو!
-باید بروی پیش ماریا و با او هم بستر بشوی.
-چی؟
-گفتم باید بروی و با ماریا هم بستر بشوی.
-منظورت چیست با ماریا همبستر بشوم؟
-خیلی ساده است. او تنها زندگی می کند. و اگر این کار را بکنی، و بعد یک آرزو بکنی-که همه چیز تمام بشود-همه چیز تمام خواهد شد، هیچ اتاقی نخواهد افتاد!
-آه! خدایا، اتو!
-نمیفهمی... این حقیقت است، حقیقتی مقدس! او قدرت خاصی دارد، مدارکی دارم، او ساحره است.
.
.
.
پنج فیلمنامه(آندری تارکوفسکی)-نشر نی
خب جای اینکه آدم از طریق حرفهای از جنس ابتذال، یک سینماگر را بشناسد بهتر است که آثارش را ببیند، نظرات منتقدین درست و حسابی را بخواند و بعد در مورد آن نظر بدهد. خب منهم قبل از اینکه فیلم ایثار تارکوفسکی را مز مزه کنم و بعد قورتش بدهم(هنوز هضم نشده) فیلمنامهاش را خواندم. توصیه میکنم شما هم بخوانید.
در ضمن میخواستم از فیلم Volver آلمادوار که نسخهی زیر نویس فارسیاش را دیروز علی(بامداد) در اختیارم گذشت و همچنین کتاب فلسفهی هنرها(گوردن گراهام) که از دوست خوبم بیژن گرفتم بنویسم که حس و حالش دیگر نبود. اگر شد در پستهای بعدی...
پ.ن۱: قسمت کمنوشت و تازهترین مطالب در هفتان به خاطر فیلترینگ سرویس خبرخوان ناچاراً از صفحه وبلاگ حذف شد.
پ.ن۲: آمار بازدید از لینک های لینکدونی که از سوی سیستم میهنبلاگ نشانداده میشود آماری غیر واقعی است.