تبلیغات
پل پنهان - جشنواره کن۲۰۰۶-شعری از استینگ
پل پنهان

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جشنواره کن۲۰۰۶-شعری از استینگ

سخن اول(خبر): فردا (چهارشنبه 27 اردیبهشت)جشنواره‌ی کن شروع می‌شود. افتتاحیه‌اش هم با فیلم کد(راز) داوینچی است. کتابش را که مطمئناً اکثر خواننده‌های این وبلاگ خوانده‌اند. نمی‌دانم هنوز کتاب در  قفسه‌ی مهدی عزیز هست یا نه بهتر است یک نگاه بکنید.  قابل ذکر است اعتراض‌ها بر این فیلم و کتاب در کشورهای مختلف همچنان ادامه دارد.

در بین داوران Monica BELLUCCI (بازیگر مالنا، IREVERSIBL، Mission Cleopatreو...)، ساموئل  جکسون(بازیگر: بیل رو بکش2، جکی بران، قصه‌های عامه پسند و...)، تیم راس (بازیگر: سگدونی، قصه‌های عامه پسند و..)، Zbigniew PREISNER( آهنگساز لهستانی: آهنگساز سه رنگ کیسلوسکی، زندگی دوگانه‌ی ورونیک و...) و در بین بیست کارگردانی که فیلم‌هاشان در جشنواره بود  Pedro ALMODEAR (کار گردان فیلم اشک درآر و زیبای (TALK TO HER، سوفیا کاپولا(کرگردان فیلم گمشده در ترجمه و...) و Ken LOACH (کارگردان فیلم بلیط به همراه عباس کیارستمی و...) برایم خودنمایی می‌کرد. فیلم اختتامیه هم فیلم ترنسیلوانیا به کارگردانی تونی گاتلیف است. خبرها و جزئیات بیشتر را می توانید از سایتش ببینید.

سایت جشنواره کن: http://www.festival-cannes.fr/

***

پ.ن(دوشنبه 8 خرداد) نتایج جشنواره كن ۲۰۰۶:

Palme D'Or: "The Wind That Shakes the Barley" by Ken Loach

Grand Prize: "Flandres" by Bruno Dumont

Best Director: "Babel" by Alejandro Gonzalez Inarriiu

BEST SCREENPLAY: "VOLVER" by Pedro ALMODOVAR 

&

***

 

سخن دوم: اگرچه همچنان داستان می‌نویسم، اما دیگر برایم مقدور نیست داستانها را در وبلاگ بگذارم. دلم هم نمی‌آید وبلاگ را حذف کنم، به خاطر نظراتش و به خاطر خواننده‌هایش. ناچار با برداشت دست و پا شکسته‌‌ از یکی از شعرهای استینگ که ماه‌ها پیش مرتکبش شده‌ام وبلاگ را به روز می کنم. می‌گویم برداشت چراکه به این سخن تارکوفسکی از زبان گورچاف در فیلم نوستالگیا اعتقاد دارم که می گوید"هنر غیر قابل ترجمه است"

علیرضا دوست خوبم بارها این عنوان را در گوشم می‌خواند  Let Your Soul Be Your Pilot. خب منم رفتم سراغش ببینم چه می گوید. نمی‌دانم منظور از هدایت روح چیست شاید روحی است که عرفا پروازش می‌دهند من بیشتر از حس استفاده می‌کنم، یعنی "بگذار حست ناخدای تو باشد".

 خودم می‌دانم برداشتم ایراد زیاد دارد برای همین متن اصلیش را هم کنارش گذاشته‌ام. بنابراین به دنبال ایراد نگردید.ادامه... 

 

"بگذار روحت ناخدای تو باشد"

بگذار روحت ناخدای تو باشد

بگذار روحت راهنمای تو باشد

او به درستی هدایتت خواهد کرد

 

وقتی‌ در گود افتاده‌ای

و  همگان شمارش معکوس را از سرگرفته‌اند

وقتی رازهایت همه افشا شدند

وقتی رنج‌هایت رو به فزونی گرفته‌اند

وقتی به نقشه‌ی راهنمایت، دیگر اعتمادی نیست

وقتی‌که دیگر هیچ شناختی نیست

و قطب نما به هیچ سمت شناخته‌ شده‌‌ات نمی‌چرخد

 

بگذار روحت ناخدای تو باشد

بگذار روحت راهنمای تو باشد

او به درستی هدایتت خواهد کرد

 

وقتی دکتران همه درماندند از مداوای تو

یا که داروها از بهبود تو

وقتی هیچ مشاوری مایه‌ی امیدت نمی‌شود

وقتی که دیگر دروغی‌ نمانده است

که آنان تو را به آن بفریبند

یا که دیگر هیچ شناخت سودمندی نمی‌یابی

و قطب‌نما فرفره‌وار می‌چرخد

بین دوزخ و بهشت

 

بگذار روحت ناخدای تو باشد

بگذار روحت راهنمای تو باشد

او به درستی هدایتت خواهد کرد

 

و چشمانت میل به جام پنجره دارد

رو به سوی نور‌های برفراز تپه

اکنون که فاصله‌ چنین غریب به‌نظرمی‌رسد برای‌تو

و اتاقِ تاریک نیز چنین ساکن

 

بگذار رنج تو غم من باشد

بگذار اشک‌های تو اشک‌های من هم باشد

بگذار شجاعت تو سرمشق من باشد

شمالی را که تو می‌یابی حقیقی خواهد بود

وقتی که هیچ شناختی نیست

و قطب نما به هیچ سمت شناخته‌ شده‌‌ات نمی‌چرخد

 

بگذار روحت ناخدای تو باشد

بگذار روحت راهنمای تو باشد

بگذار روحت راهنمای تو باشد

بگذار روحت بر مسیرت هدایتت کند...

 

"Let Your Soul Be Your Pilot"

Let your soul be your pilot
Let your soul guide you
He'll guide you well

When you're down and they're counting
When your secrets all found out
When your troubles take to mounting
When the map you have leads you to doubt
When there's no information
And the compass turns to nowhere that you know well

Let your soul be your pilot
Let your soul guide you
He'll guide you well

When the doctors failed to heal you
When no medicine chest can make you well
When no counsel leads to comfort
When there are no more lies they can tell
No more useless information
And the compass spins
The compass spins between heaven and hell

Let your soul be your pilot
Let your soul guide you
He'll guide you well

And your eyes turn towards the window pane
To the lights upon the hill
The distance seems so strange to you now
And the dark room seems so still

Let your pain be my sorrow
Let your tears be my tears too
Let your courage be my model
That the north you find will be true
When there's no information
And the compass turns to nowhere that you know well

Let your soul be your pilot
Let your soul guide you
Let your soul guide you
Let your soul guide you upon your way...

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : امید فرقانی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان